محل تبلیغات شما
ایکس( خاطره) پنجم ابتدایی، مدرسه ی دکتر چمران. هنوز ایام جنگ بود و بمب و موشک باران. هنوز ترس به دنبال اعلام وضعیت خطر، حتی از دیوار صوتی هم که اول نمی دانستیم چیست، وحشت داشتیم. اما اواخر دیگر خبره شده بودیم. می دانستیم کدام صدای بمب است و کدام دیوار صوتی. اما با این حال، خوش بودیم. یادم نیست برای چی مجبور شده بودند معلم جدیدی برای ما بفرستند. شایعات در مورد معلم جدید زیاد بود. تا اینکه روز موعود فرا رسید و در کلاس باز شد و تشریف آوردند.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
ashpazkhanemodern انجمن نویسندگان و شاعران ایران (انوشا) نفس عمیق با بوی تو عــلــــــی شـاهکــــار سایت دانلود پایان نامه کانون فارغ التحصیلان واحد اصفهان-آزاد The theory of my life